علم را اینجا بیابید

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
مردى به محضر پیامبر(ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا، من به جهاد علاقه مندم ، و نسبت به آن ، با نشاط هستم .
پیامبر: بنابراین برو، در راه خدا جهاد كن ، كه اگر در این راه كشته شوى ، در پیشگاه خدا زنده هستى و روزى داده مى شوى ، و اگر (بر اثر بیمارى ) بمیرى ، پاداشت بر عهده خدا است ، و اگر از جبهه زنده به خانه ات برگردى ، از گناهان پاك شوى ، همانند روزى كه متولد شده اى .
او عرض كرد: ((اى رسول خدا! پدر و مادر پیرى دارم ، كه به گمان خود با من انس گرفته اند، و رفتن من به جهاد را خوش ندارند)).
پیامبر:
فقر مع والدیك فوا الذى نفسى بیده لانسهما بك یوما و لیله خیر من جهاد سنه
((در این صورت نزد پدر و مادرت باش ، سوگند به خدا كه جانم در دست قدرت او است ، انس گرفتن یك شبانه روز آنها با تو از جهاد یك سال بهتر است )).(525)
در روایت دیگر آمده است : جوانى نزد رسول خدا(ص ) آمد و گفت : ((من جوان با نشاط هستم و جهاد را دوست دارم ، ولى مادرى دارم كه از رفتن من به جبهه جهاد، كراهت دارد، چه كنم ؟
پیامبر: برو و ملازم مادرت باش ، سوگند به خدائى كه جانم در دست قدرت او است ،
لانسها بك لیله خیر من جهادك فى سبیل الله سنه
((ماءنوس بودن یك شبانه مادرت به تو، براى تو بهتر از ثواب یك سال جهاد در راه خدا است )).
| Design By : Pars Skin |
