علم را اینجا بیابید
با پاشنه پای ترک خورده چه کنیم؟ حضرت محمد صلی الله علیه و آله: مردی به خدمت امام صادق(ع) آمد و عرضه داشت : من مرتکب گناهی شده ام. ۱) سرتان درد میکند؟ماهی زیاد مصرف کنیدو سوره جن رابخوانید. پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس و نوه ی چهارساله اش زندگی کند. از خلیل بن احمد خواستند فضیلتی درباره امیرالمومنین علیه السلام بگوید. فقط شماره پلاک رو بنویس همشهریتو پیدا کن
ترک پاشنه پا بیشتر در خانمها شایع است. به نظر میرسد عوامل هورمونی در آن نقش داشته باشد. ترک کف یا پاشنه پا در افراد چاق با وزن بالا نیز زیاد مشاهده میشود اما عوامل مهم دیگری مانند بیماری پسوریازیس، لیکن پلان، کراتودرمی و... نیز در بروز خشکی کف دست و پا نقش دارند. کف پا به دلیل تماس مداوم با زمین، ناحیهای آلودهتر از نقاط دیگر پوست است. برای رفع آن به این نکتهها توجه کنند:
1) هر شب با آب ولرم و صابون پاها را بشویید، قبل از خواب، کف پا را با کرم مرطوبکننده قوی یا کمی وازلین آغشته کنید، جوراب نخی بپوشید و بخوابید.
2) استفاده از سنگ پا برای از بین بردن لایههای شاخی و ضخیم پوست پاشنه پا مفید است، بهجز در مواقعی که خشکی پا به علت وجود بیماری پوستی باشد.
3) از پوشیدن کفشهایی که پشت باز هستند (بدون جوراب) خودداری کنید.
4) اگر خشکی پوست پاشنه بیش از حد است، استفاده از کرم مرطوبکننده را به چند بار در روز برسانید.
5) هنگام شستشو بهتر است از چکمه استفاده کنید تا پاها به مدت طولانی در آب نمانند. آب زیاد رطوبت پوست را کاهش میدهد.
هر خانه ای که در آن دختر باشد،
• هر روز دوازده برکت و رحمت از آسمان ارزانی اش میشود
• و زیارت فرشتگان از آن خانه قطع نمی گردد،
• در حالی که در هر شبانه روز برای والدین آن دختران عبادت یکسال نوشته میشود.
┘◄ [مستدرک الوسائل، ج 15]
امام صادق(ع) فرمود :خدا می بخشد
آن شخص عرضه داشت :گناهی که مرتکب شده ام خیلی بزرگ است.
امام فرمود: اگر به اندازه ی کوه باشد خدا می بخشد.
آن شخص عرضه داشت: گناهی که مرتکب شده ام خیلی بزرگتر است.
امام فرمود : مگر چه گناهی مرتکب شده ای؟
وآن شخص به شرح ماجرا پرداخت.
پس از اتمام سخن امام صادق(ع) رو به آن مرد کرد و فرمود: خدا می بخشد ، من ترسیدم که نماز صبح را قضا کرده باشی.
***
از امام صادق(ع) پرسیدند که چرا کسانی که در آخر زمان زندگی میکنند رزق و روزیشان تنگ است؟
فرمودند : به این دلیل که غالبا نمازهایشان قضا است.
حجت الاسلام سید جلال موسویان
مرحوم آیت الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (معروف به نخودکی) در وصیت خود به فرزندش می گوید:
اگر آدمی چهل روز به ریاضت و عبادت بپردازد ولی یک بار نماز صبح از او فوت شود، نتیجه آن چهل روز عبادت بی ارزش (نابود) خواهد شد. فرزندم تو را سفارش می کنم که نمازت را اول وقت بخوان و از نماز شب تا آن جا که می توانی غفلت نکن.»
برای این که جهت اقامه نماز صبح خواب نمانید، قبل از خوابیدن آخرین آیه سوره کهف را بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحی إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَهِ رَبِّهِ أَحَداً.
۲) تب دارید؟ماست میل کنیدو سوره نجم رابخوانید.
۳) میخواهید ازبروز سکته جلوگیری کنید؟چای بنوشیدکه از رسوب چربی برروی
دیواره شریان جلوگیری میکند و سوره ملک را بخوانید.
۴) بیخوابی دارید؟عسل بخوریدو سوره فرقان را بخوانید.
۵) دچارآسم هستید؟پیاز بخوریدو سوره دخان رابخوانید.
۶) از ورم مفاصل رنج می برید؟روغن ماهی مصرف کنیدو سوره حشر بخوانید.
۷) دل بهم خوردگی دارید؟موز و زنجیل میل کنیدو سوره الکهف رابخوانید.
۸) دچار مشکلات استخوان هستید؟آناناس میل کنیدو سوره نور بخوانید..!
دستان پیرمرد میلرزید،چشمانش تار شده بودو گام هایش مردد و لرزان بود. اعضای خانواده هر شب برای خوردن شام دور هم جمع میشدند،اما دستان لرزان پدربزرگ و ضعف چشمانش خوردن غذا را تقریبا برایش مشکل می ساخت. نخود فرنگی ها از توی قاشقش قل می خوردند و روی زمین می ریختند، یا وقتی لیوان را می گرفت غالبا شیر از داخل آن به روی رومیزی می ریخت.پسر و عروسش از آن همه ریخت و پاش کلافه شدند.
پسر گفت: ” باید فکری برای پدربزرگ کرد.به قدر کافی ریختن شیر و غذا خوردن پر سر و صدا و ریختن غذا بر روی زمین را تحمل کرده ام.” پس زن و شوهر برای پیرمرد، در گوشه ای از اتاق میز کوچکی قرار دادند.در آنجا پیرمرد به تنهایی غذایش را میخورد،در حالی که سایر اعضای خانواده سر میز از غذایشان لذت میبردند و از آنجا که پیرمرد یکی دو ظرف را شکسته بود حالا در کاسه ای چوبی به او غذا میدادند.
گهگاه آنها چشمشان به پیرمرد می افتاد و آن وقت متوجه می شدند هم چنان که در تنهایی غذایش را می خورد چشمانش پر از اشک است.اما تنها چیزی که این پسر و عروس به زبان می آوردند تذکرهای تند و گزنده ای بود که موقع افتادن چنگال یا ریختن غذا به او میدادند.
اما کودک چهارساله اشان در سکوت شاهد تمام آن رفتارها بود.
یک شب قبل از شام مرد جوان پسرش را سرگرم بازی با تکه های چوبی دید که روی زمین ریخته بود.با مهربانی از او پرسید: ” پسرم ، داری چی میسازی ؟” پسرک هم با ملایمت جواب داد : ” یک کاسه چوبی کوچک ، تا وقتی بزرگ شدم با اون به تو و مامان غذا بدهم .” وبعد لبخندی زد و به کارش ادامه داد. این سخن کودک آن چنان پدر و مادرش را تکان داد که زبانشان بند آمد و سپس اشک از چشمانشان جاری شد. آن شب مرد جوان دست پدر را گرفت و با مهربانی او را به سمت میز شام برد.
گفت:
چه بگویم درباره کسی که دوستان او از ترسِ دشمنانش، فضایلش را مخفی کردند
و دشمنان او از سر کینه و حسد، مناقبش را انکار نمودند
و با وجود اینکه دوست و دشمن فضایل او را پنهان ساختند، آنقدر ظاهر گشته است که شرق و غرب عالم را پر کرده است...
| Design By : Pars Skin |
