علم را اینجا بیابید

 

 

 

اجر صلوات بر حضرت فاطمه (س)

"حضرت فاطمه زهراء صلوات الله علیها فرمود:رسول خدا صلی الله علیه و آله به من
فرمودند:ای فاطمه هر کس بر تو صلوات فرستد خداوند او را بیامرزد و به من در هر جای بهشت باشم ملحق گرداند".

بحارالانوار ج43 ص55

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۵ساعت 7:6 توسط محمد حسین|

طب سنتی و فواید هل

 

 

مصرف هل مخصوصاً در فصل‌های سرد برای افرادی که دچار دردهایی در ناحیه زیر دنده چپ می‌شوند، بسیار خوب است. هِل انرژی‌ها را در بدن افزایش می‌دهد و نشاط و شادمانی افراد را زیاد می‌کند، مصرف هِل در این دنیای پُر سر و صدا و اضطراب امروزی، توان مقابله با مشکلات را افزایش می‌دهد.

هل؛ ضدافسردگی و نشاط آور

هل خواب ‌آور و شادی ‌آور است بنابراین برای افرادی که دچار افسردگی، خمودگی و غمگین هستند، مفید است.

هِل انرژی‌ها را در بدن افزایش می‌دهد و نشاط و شادمانی افراد را زیاد می‌کند، مصرف هِل در این دنیای پُر سر و صدا و اضطراب امروزی، توان مقابله با مشکلات را افزایش می‌دهد.

مزاج هل، همان طور که گفته شد، گرم و خشک است و درجه گرمی خیلی قوی ندارد؛ اما مصرف افراطی آن برای گرم ‌مزاجان ضرر دارد و می‌تواند در گرم‌ مزاجان موجب سردرد شود در حالی که روغن آن برای رفع برخی از سردردها مخصوصاً سردردهای ناشی از باد، سرما و سینوزیت مفید است.

مالیدن روغن هل به گردن و پس سر موجب رفع سردردهای سوداوی

هِل انرژی‌ها را در بدن افزایش می‌دهد و نشاط و شادمانی افراد را زیاد می‌کند، مصرف هِل در این دنیای پُر سر و صدا و اضطراب امروزی، توان مقابله با مشکلات را افزایش می‌دهد
مالیدن روغن هل به گردن و پس سر موجب رفع سردردهای سوداوی ناشی از گرفتگی عضلات می‌شود که این سردردها، معمولاً در شب و اول صبح بیشتر بروز پیدا می‌کند.

همچنین هل خواب‌ آور و شادی ‌آور است بنابراین برای افرادی که دچار افسردگی، خمودگی و غمگین هستند، مفید است.

هل موجب باز شدن مجاری درون کبد و طحال

هل موجب باز شدن مجاری درون کبد و طحال نیز می‌شود؛ طحال نزدیک معده قرار دارد و محل ذخیره خلط سودا در بدن است.

مصرف هل مخصوصاً در فصل‌های سرد برای افرادی که دچار دردهایی در ناحیه زیر دنده چپ می‌شوند، بسیار خوب است؛ در قدیم اگر جایی از بدن دمل (توده‌های حاوی مواد زائد) ایجاد می‌شد، از هل ضمادی درست می‌کردند و روی آن قرار می‌دادند تا اصطلاحاً برسد و سر باز کند و با این کار، این توده‌ها از بین می‌روند.

دیگر خواص هل

* برای قی و دل به‌ هم خوردگی و تقویت معده نیم کوبیده‌ی آن خصوصاً با پوست در گلاب یا آب، جوش داده و خورده شود.

* چون با تخم خیار به اندازه مساوی و هر روز یک درهم با سکنجبین بیاشامند، سنگ گرده و مثانه بریزاند.

* مکیدن هل در دهان از بین برنده بوی بد دهان و بوی سیر می‌باشد.

* ریشه‌ی هل مقوی، تونیک و ملین است.

* در شبه ‌جزیره مالایا ساقه‌ی زیرزمینی ضخیم آن را کوبیده با زرده‌ی تخم‌مرغ مخلوط کرده و برای تسریع تولد بچه استعمال می‌شود.

* هل دستگاه گوارش، کبد و قلب را تقویت می‌کند.

* در قدیم معمولا چای را با هل و دارچین تهیه می کردند و توصیه می‌شود که افراد حداقل هفته ای ۲ بار چای خود را با هل مصرف کنند.

* مصرف هل عرق و بوی دهان را خوشبو می‌کند.

* اگر افراد پودر هل را اگر در ظرفی ریخته و آن را تکان داده شود و استنشاق کنند، ایجاد عطسه می‌کند که برای افزایش قوای ذهنی مفید است و سردرد را کاهش می‌دهد.

* هل مقوی معده، رفع دل به هم خوردگی و آشفتگی است.

* هل بادشکن، مقوی لثه است و برای برای رفع زخم‌های دهان مفید است.

 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 18:37 توسط محمد حسین|

چه کسانی بر پیکر حضرت زهرا(س) نماز خواندند؟

پس از رحلت رسول اکرم(ص)، حوادث ناگواری در زندگی دختر گرامی ایشان رخ داد، نظیر ماجرای سقیفه و غصب خلافت و مصادره فدک. تلاش حضرت فاطمه(س) برای بازپس‌گیری فدک، اجبار امیرمؤمنان(ع) به بیعت، مضروب شدن حضرت فاطمه(س)، بیماری ایشان و برخی امور دیگر، عرصه را بر فاطمه(س) تنگ کرد و درنهایت، اندکی پس از رحلت پدر، به شهادت رسید.

نحوه خاکسپاری و به ویژه محل دفن ایشان در تاریخ اسلام، و به تبع آن تاریخ شیعه، مبهم است. مورخان و محققان تاریخ اسلام در این باره مباحثی را مطرح کرده‌اند. از علمای قدیم، ابن سعد در الطبقات الکبری (8، 28ـ30)، بلاذری در انساب الاشراف (2، 33ـ34)، طبری در تاریخ الامم والملوک (2، 473ـ474)، مفید در الاختصاص (185) و ابن‌شهرآشوب در مناقب آل‌ابی‌طالب(3، 137ـ140)) این مراسم را گزارش کرده‌اند. از دانشوران معاصر نیز علامه سیدمحسن امین عاملی در اعیان الشیعه (1، 321)، و دیگران، گزارشی از این حادثه آورده‌اند.

بنا بر برخی منابع، خبر شهادت حضرت فاطمه(س) در مدینه انتشار یافت و مردم در اطراف منزل علی(ع) جمع شدند تا در تشییع جنازه و نماز شرکت کنند، اما ابوذر از خانه بیرون آمد و با بیان اینکه کار دفن دختر پیامبر(ص) به تأخیر افتاده است، مردم را متفرق کرد (فتال نیشابوری، 152ـ151؛ مجلسی، بحارالانوار، 43، 192).

به دلیل جایگاه و محبوبیت دختر پیامبر(ص) نزد عموم مسلمانان، شخصیت‌های مهم و صاحب قدرت آن زمان قصد شرکت در مراسم ایشان را داشتند، لیکن فاطمه(س) نمی‌خواست افرادی که از آنان خشنود بود در مراسم غسل و دفن او حاضر باشند. بر اساس گزارش‌های متعدد، عایشه از اولین کسانی بود که بعد از شهادت حضرت فاطمه(س)، به منزل ایشان مراجعه کرد، اما اسماء، بنا بر وصیت آن حضرت به کسی اجازه ورود نمی‌داد (دولابی، 154؛ ابن‌عبدالبر، 4، 1897ـ1898؛ ابن اثیر جزری، 5، 524؛ اربلی، 2، 126؛ ذهبی، تاریخ اسلام، 3، 48). به گزارشی، ابوبکر و عمربن خطاب هم در همان شب به در خانه ایشان رفتند و از امیرالمؤمنین علی(ع) خواستند که بدون حضور آنان بر پیکر قاطمه(س) نماز نخواند (هلالی عامری، 392).

چه کسانی بر پیکر حضرت زهرا(س) نماز خواندند

بعضی از مورخان، شرکت‌کنندگان در نماز میت را هفت تن ذکر کرده‌اند: علی(ع)، عباس، فضل، مقدادف سلمان، ابوذر و عمار (هلالی عامری، ۳۹۳).

شیخ طوسی از حضرت علی(ع) و پنج تن نام برده است: ابوذر، سلمان، مقداد، عمار و حذیفه (اختیار معرفةالرجال، 1 / 33 - 34)

برخی نفر هفتم را عبدالله بن مسعود ذکر کرده‌اند (صدوق، الخصال، 361). مورخانی نیز حاضران در نماز را امام علی، امام حسن و امام حسین(ع)، عمار، مقداد، عقیل، زبیر، ابوذر، سلمان، بُرَیده و چند تن از بنی‌هاشم دانسته‌اند (فتال نیشابوری، 152؛ طبرسی، اعلام الوری، 1، 300). ابن شهر آشوب تعداد نمازگزاران را 9 تن ذکر کرده است: امام علی(ع)، حسن و حسین(ع)، عقیل، سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و بریده (3، 137؛ ر.ک: مجلسی، بحارالانوار، 43، 183).

بر اساس نقلی دیگر، حاضران در نماز، امام علی(ع)، حسن و حسین(ع)، عباس و دو پسرش عبدالله و فضل، عقیل، عبدالله بن جعفر، بریده، عمار، زبیر، اسامه، دختران حضرت علی(ع) و زنان قریش بودند (طبری، کامل بهائی، 1، 312). بنابراین، سلمان، ابوذر، مقداد و عمار، به اتفاق سیره‌نویسان شیعی، در نماز حضور داشته‌اند، ولی درباره عباس عموی پیامبر(ص) و پسرش فضل، و عقیل (برادر امیرالمؤمنین) چنین اتفاق‌نظری وجود ندارد.

دفن شبانه پیکر مطهر حضرت زهرا(س)

ابن‌سعد، بلاذری و طبری، از مورخان قرن سوم، گزارش‌های متعددی از صحابه و تابعین نقل کرده‌اند که حاکی از دفن شبانه و پنهانی آن حضرت است. بخاری (5 / 82) و برخی دیگر از محدثان اهل سنت نیز ضمن اشاره به دفن شبانه و پنهانی آن حضرت تصریح کرده‌اند که علی(ع) ابوبکر را از مراسم خاکسپاری و دفن حضرت فاطمه(س) آگاه نکرد (مسلم نیشابوری، 5 / 154؛ حاکم نیشابوری، 3 / 162)، که به سبب وصیت حضرت فاطمه(س) به دفن پنهانی پیکرش بود. (اختیار معرفة‌الرجال، 1، 33ـ34).

درباره چگونگی دفن، اطلاعات اندکی موجود است. نقل شده است که علی(ع)، عباس و فضل به قبر وارد شدند و جسد مطهر را در آن نهادند (ابن‌سعد، 8، 29؛ دولابی، 153؛ اربلی، 2، 126). بنا بر نقلی دیگر، هنگامی که علی(ع) جسد مطهر را به سوی قبر حرکت داد، دستی از قبر خارج شد و آن را گرفت و در قبر نهاد (ابن‌شهر‌آشوب، 3، 139).

طبق روایتی که شیخ صدوق از امام صادق(ع) نقل کرده است، ابوبکر و عمر هنگام صبح برای عیادت حضرت فاطمه(س) به سوی خانه او حرکت کردند. در راه، مردی از قریش را دیدند که گفت فاطمه(س) از دنیا رفت و شبانه او را دفن کردند، آنان از شنیدن این خبر سخت پریشان شدند و علی(ع) برای قانع کردنشان قسم یاد کرد این کار بنا بر وصیت فاطمه(س) بوده و برای وی امکان نداشته است که با آن مخالفت کند (صدوق، علل‌الشرایع، 1، 188ـ189).

* تلاش‌های مذبوحانه برای نبش قبر دختر پیامبر(ص)

در منابع دیگر نقل شده است که مسلمانان صبح آن روز به بقیع رفتند و در آن چهل قبر مشاهده کردند. این موضوع بر آنان گران آمد و یکدیگر را ملامت کردند که تنها دختر پیامبر از دنیا رفت و به خاک سپرده شد، اما آنان حاضر نبودند و حتی قبرش را نمی‌شناسند. والیان امور دستور دادند کسانی از زنان مسلمان این قبرها را بشکافند تا قبر دختر پیامبر(ص) پیدا و بر جنازه او نماز خوانده شود (رک: هلالی عامری، 393: مفید، الاختصاص، 185؛ طبری امامی، 136؛ مجلسی، بحارالانوار، 43، 171).

وقتی این خبر به امیرالمؤمنین(ع) رسید، غضب‌آلود از خانه بیرون آمد. چشم‌هایش از شدت خشم سرخ شده و رگ‌های گردنش برآمده بود و لباس زردی را بر تن داشت که در حوادث سخت و جنگ‌ها می‌پوشید. کسانی که این وضع را دیدند، خود را به بقیع رساندند و به مردم هشدار دادند که علی(ع) قسم خورده است اگر سنگی از این قبرها جابه‌جا شود، شمشیر بر گردن آمران خواهم نهاد.

امام به بقیع رفت و عمر و اصحابش نزد او رفتند و قسم خوردند که قبر دختر پیامبر(ص) را نبش خواهند کرد و بر او نماز خواهند خواند. اما علی(ع) به شدت با عمر برخورد کرد و او را تهدید نمود و ابوبکر نیز وساطت کرد و بدین ترتیب، این مسئله پایان پذیرفت و مردم پراکنده شدند (طبری امامی، 136ـ137؛ مجلسی، 43 / 171ـ172).

محل خاکسپاری حضرت زهرا(س)

به علت دفن پنهانی حضرت فاطمه(س) درباره محل دفن ایشان بین مورخان و راویان اختلاف‌نظر وجود دارد. «خانه حضرت، بقیع و روضه پیامبر(ص)» از جمله مکان‌هایی است که مورخان ذکر کرده‌ان

 

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 17:1 توسط محمد حسین|

مصحف فاطمه(س) از نگاه امامان

 

مصحف فاطمه(س) به عنوان اسرار رسالت و امامت، تنها در دست ائمه معصومین (علیهم السلام) به یادگار ماند و در بین حجتهای خدا در روی زمین یکی پس از دیگری دست به دست گشت که در اختیار داشتن آن را یکی از نشانه های امامت دانسته اند.

امام رضا(ع) وقتی علامت و نشانه های امام معصوم را شمارش کرد فرمود: «و یکون عنده مصحف فاطمة(س)» (13)

مصحف فاطمه(س) در نزد او از نشانه های امامت می باشد. روایات بسیاری دلالت دارد بر اینکه «جامعه »، «جفر» و «مصحف فاطمه(س)» در نزد ائمه است که در فرصت مناسب به آنها مراجعه و مشکلات و نیازهای فکری و علمی انسانها را حل می کردند. تمام این آثار گنجینه های گرانبهایی از معارف و دانشها بود که تصور آنها در افکار مادی ذهن بشر نمی گنجد.

ابوبصیر می گوید: به حضور امام صادق(ع) رسیدم و عرض کردم: قربانت گردم! از شما سؤالی داردم، راستی در اینجا کسی - نامحرمی - هست که سخن مرا بشنود؟، امام صادق(ع) پرده ای را که میان آنجا و حجره دیگر بود بالا زد و در آنجا سر کشید سپس فرمود: ای ابا محمد! هر چه می خواهی بپرس.

... آنگاه فرمود: ای ابا محمد! همانا «جامعه » نزد ما است و مردم چه می دانند «جامعه » چیست؟ عرض کردم: قربانت شوم! جامعه چیست؟ فرمود: طوماری است به طول هفتاد ذراع با املاء رسول خدا و دستخط علی(ع) که تمام حلال و حرام و همه نیازهای مردم در آن موجود است حتی جریمه خراش.

... آنگاه فرمود: همانا «جفر» در نزد ما است و مردم چه می دانند «جفر» چیست؟

عرض کردم: جفر چیست؟ فرمود: مخزنی از چرم است که علم پیامبران و اوصیاء و دانشمندان گذشته بنی اسرائیل در آن وجود دارد.

... آنگاه فرمود: و ان عندنا لمصحف فاطمه(س) و ما یدریهم ما مصحف فاطمه(س)؟ (14)

همانا مصحف فاطمه(س) در نزد ما است و مردم چه می دانند که مصحف فاطمه(س) چیست؟

ابوعبیده حذاء می گوید: ابوجعفر - امام محمدباقر(ع) - خطاب به من فرمود: ای ابا عبیده! کسی که نزد او شمشیر رسول الله، زره، پرچم برافراشته اش و مصحف فاطمه(س) باشد، چشم روشنی دارد.(15) (16)

رسول الله در نزد ما است. «و عندنا و الله مصحف فاطمة » به خدا قسم مصحف فاطمه(س) در نزد ما است. (17)

 

مصحف فاطمه(س) قرآن نیست

برخی از نااهلان و یا مغرضان بر شیعه خرده گرفته اند که شیعیان قرآن دیگری تراشیده اند! و ممکن است در عصر حاضر نیز چنین اتهاماتی را وارد کنند و ناآگاهانه به باد انتقاد بگیرند. این انتقادهای نابخردانه و اهانت های ناروا ممکن است از چند چیز نشات گیرد:

الف: عدم رجوع به متون و منابع حدیثی و جوامع روایی شیعی و ناآگاهی و عدم اطلاع از اینکه تشیع که قائل است زهرای مرضیه(س) دارای کتاب و مصحف بوده است مقصود چیست؟

ب: عناد و لجاجت با اندیشه های اسلام ناب و باورهای اعتقادی و معارف که از طریق امامان معصوم(ع) این حجت های خدا در روی زمین در اختیار انسانها گذارده شد.

ج: ذهنیت و تصوری که پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) در اذهان مسلمانان حتی اصحاب و یاران پیامبر از کلمه «مصحف » بود. چرا که «مصحف » بیشتر به نوشته هایی از آیات قرآن اطلاق می شد و در آن زمان مصحفهای متعددی وجود داشت و شخصیتی که دارای مصحف بود به همو نسبت می دادند مثل اینکه می گفتند مصحف علی(ع) به اعتبار اینکه مولا علی(ع) دارای مصحف بود. البته هم اکنون نیز تعبیر «مصحف شریف » به قرآن مجید شهرت بسیار دارد.

گرچه چنین استعمالی در آن زمان شهرت فراوان داشت ولی این طور نبوده که مصحف تنها به نوشته های آیات قرآن گفته شود بلکه نظرشان به معنای لغوی مصحف بوده چرا که به مجموعه صحیفه های نوشته شده بین دو جلد که به صورت کتاب درآمده باشد مصحف یا مصحف می گویند. (18)

بنابراین به مجموعه صحیفه ها و نوشته هایی که در موضوعات و مطالبی غیر از آیات قرآن نوشته شده باشد مصحف اطلاق می گردد و مصحف فاطمه(س) به همین اعتبار است.

ابوبصیر می گوید: در محضر امام صادق(ع) بودم و پرسیدم:

و ما مصحف فاطمه؟ قال: مصحف فیه مثل قرآنکم ثلاث مرات، و الله ما فیه من قرآنکم حرف واحد. (19)

مصحف فاطمه چیست؟ فرمود: مصحفی است سه برابر قرآن که در دست شما است، ولی به خدا قسم حتی یک حرف از قرآن شما هم در آن نیست.

این حدیث آشکار می سازد که مصحف فاطمه(س) از نظر کمیت و حجم سه برابر قرآن است ولی از نظر محتوا و مطالب حتی یک حرف از ظاهر قرآن هم در آن وجود ندارد.

علامه مجلسی در توضیح این حدیث می نویسد: ممکن است کسی این شبهه را کند که در احادیث بسیاری وارد شده قرآن همه احکام را در بردارد و نیز مشتمل بر حوادث و گزارشهای حال و آینده تاریخ است. پس مصحف فاطمه در پی چه چیزی است و این حدیث چگونه معنا می شود؟

در پاسخ شبهه می گوید: آری قرآن چنین است ولی ممکن است منظور از مصحف معانی و تاویلاتی باشد که ما از قرآن نمی فهمیم نه معنای ظاهری که از الفاظ درک می کنیم و می فهمیم. لذا مقصود از قرآن شما همان الفاظ ظاهری قرآن است که در مصحف فاطمه(س) وجود ندارد. (20)

البته احادیثی که در آینده ذکر خواهد شد مطالب و موضوعات موجود در مصحف فاطمه را تا حدودی روشن می سازد.

محمد بن مسلم از امام باقر و یا از امام صادق(ع) چنین نقل کرده است:

«و خلفت فاطمة مصحفا ما هو قرآن ولکنه کلام من کلام الله انزل علیها.» (21)

فاطمه(س) مصحفی را به یادگار گذاشت که آن مصحف قرآن نیست ولی سخنی از سخن خداست که بر فاطمه(س) نازل کرده است.

حسین بن ابی العلاء می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود:

«ان عندی ... مصحف فاطمة ما ازعم ان فیه قرآنا» (22)

نزد من، مصحف فاطمه(س) است. البته تصور نکن که در آن آیات قرآن باشد.

ابی حمزه می گوید: امام صادق(ع) فرمود: «مصحف فاطمة(س) ما فیه شی ء من کتاب الله و انما هو شی ء القی علیها بعد موت ابیها» (23)

در مصحف فاطمه(س) چیزی از کتاب خدا - قرآن مجید - نیست و تنها مصحف چیزی است که بر فاطمه(س) پس از رحلت پدرش الهام گشته است.

روایات دیگری نیز وجود دارد که دلالت می کنند مصحف فاطمه(س) قرآن نیست و موضوعات و مطالب آن غیر از آیات قرآن است. (24)
 

مصحف فاطمه(س) و علم الهی


دانشهایی که بشر آنها را کسب می کند بسیار جزئی و محدود است و پس از مدتی فراموشش می شود و نسبت به علوم و دانشهایی هم که در آینده وجود می آید بی اطلاع است. لذا تنها به علومی واقف است که در حال حاضر به آنها دسترسی پیدا کرده است. اصطلاحات و دانش گذشته را کم کم از یاد می برد و از آینده هم آگاهی ندارد.

ولی خداوند متعال که عالم مطلق است علم او محدود به زمان نیست و گذشته و حال و آینده در نزد او یکسان است. این دانش و حکمت خدایی که زمان را در می نوردد و تنها در اختیار اوست شمه ای از آن را به هر کس که اراده کند عطا می کند. یؤتی الحکمة من یشاء و من یؤت الحکمة فقد اوتی خیرا کثیرا. (25)

حکمت را به هر که مشیتش تعلق گیرد می دهد و آن کس که حکمت داده شده است همانا خیری بسیار داده شده است.

البته این دانش و اسرار الهی در حد اعلای آن به پیشوایان دین ارزانی گشته است و مصحف فاطمه(س) مصداق بارزی از معارف و دانشهای خدایی است که به زهرای مرضیه(س) الهام شد و به عنوان اسرار نبوت و امامت در اختیار ائمه معصومین (علیهم السلام) قرار گرفت. بنابراین دانش و حکمت های موجود در مصحف فاطمه(س) از سوی خدا است که محدود به زمان و مکان نیست و قابل قیاس با دانشهای بشری نیست.
 
 
مطالب مصحف فاطمه(س)

ابوبصیر می گوید: از امام محمدباقر(ع) از مصحف فاطمه(س) پرسیدم. فرمود: پس از رحلت پدرش بر فاطمه(س) نازل گشته است.

عرض کردم: آیا در آن چیزی از آیات قرآن است؟

فرمود: چیزی از آیات قرآن در آن نیست.

عرض کردم: برایم آن را توضیح دهید.

فرمود: جلدها و اطراف آن از یاقوت زینت داده شده است و برگهای آن از در سفید است.

عرض کردم: قربانت گردم! در آن چه سخنانی است؟

فرمود: خبرهای عصر حاضر و نیز خبرهایی که تا روز قیامت اتفاق خواهد افتاد در آن موجود است. خبر آسمانها و شماره فرشتگان آسمانی، تعداد و نامهای تمام کسانی که خداوند آنها را آفریده است. نامهای رسولان، نامهای تکذیب کنندگان و اسامی همه مؤمنان و کافران از آغاز آفرینش تا فرجام در آن موجود است.

اسامی و معرفی هر یک شهرهایی که در شرق و غرب زمین است، تعداد مؤمنان و کافران هر شهر، اوصاف تکذیب کنندگان و نیز اوصاف ملت های گذشته و تاریخ آنها، طغیانگرانی که حاکم اند تعداد آنها و زمان حکومتشان، نامهای پیشوایان و اوصاف آنها و آنچه در زمین یکی پس از دیگری مالک می شوند، شرح حال بزرگان آنها و هر کس که در ادوار آینده بیاید در مصحف موجود است.

اوصاف بهشتیان و تعداد کسانی که وارد بهشت خواهند شد، اوصاف جهنمیان و نامهای آنها در مصحف موجود است.

دانش قرآن آن طور که نازل شده، دانش تورات و انجیل آن طور که نازل گشته اند و دانش زبور و شماره درختهایی که در تمام بلاد است در مصحف موجود است. (26)
 
 
اخباری که جبرئیل بر فاطمه(س) وحی می کرد

جبرئیل - فرشته وحی - که پس از رحلت پیامبر(ص) بر فاطمه نازل می شد دو قسم گزارش و اخبار به او وحی می کرد. «و یخبرها عن ابیها و مکانه و یخبرها بما یکون بعدها فی ذریتها» (27)

الف: از پدرش و جایگاه و منزلتی که در نزد پروردگار داشت خبر می داد.

ب: از حوادث تلخ آینده تاریخ که پس از شهادت صدیقه طاهره(س) نسبت به فرزندانش از ناحیه دشمنان اهل بیت واقع خواهد شد گزارش می داد.

بنابراین مصحف فاطمه(س) این دو نوع گزارش و اخبار را هم در بردارد.
دانش آینده

امام صادق(ع) می فرماید: اما انه لیس فیه شی ء من الحلال و الحرام و لکن فیه علم ما یکون. (28)

آگاه باشید! مصحف فاطمه(س) چیزی از حلال و حرام خدا را در برندارد بلکه در آن دانش آینده تاریخ است.
 

پاسخگویی به نیازهای جامعه

امام صادق(ع) فرمود: در مصحف فاطمه(س) آنچه را که مردم به ما نیازمندند ولی ما به احدی نیاز نخواهیم داشت، حتی ارش خراش در آن موجود است. (29)

عبدالله بن حسن، تصورش این بود دانشی که امام صادق(ع) دارد مثل دانش بقیه مردم است. ولی امام صادق(ع) فرمود: آری! راست گفته است عبدالله بن حسن چون علمی که او دارد مثل علم مردم است ولی به خدا قسم در نزد ما «جامعه » است که در آن حلال و حرام خداست و در نزد ما جفر است و عبدالله بن حسن چه می داند که جفر آیا پوست شتر است یا پوست گوسفند و نزد ما مصحف فاطمه(س) است که به خدا قسم حرفی از قرآن در آن نیست ... خوب عبدالله بن حسن آنگاه که مردم از اطراف عالم بیایند و از او سؤال کنند چه جواب خواهد داد و چکار خواهد کرد؟! (30)
 

وصیت فاطمه(س)

امام صادق(ع) در برابر کسانی که حرفهایی می زدند و اعتراضاتی داشتند می فرمود:

اگر راست می گویند مصحف فاطمه(س) را در بیاورند و نشان دهند; مصحفی که در آن وصیت فاطمه موجود است. (31)
 
 
پیشگویی

ائمه معصومین (علیهم السلام) به مصحف فاطمه(س) مراجعه و حوادث آینده را پیش از وقوع آن یادآوری می کردند. حماد بن عثمان می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: زنادقه (32) در سال 128 قمری، قیام می کنند و این سخن را که می گویم به خاطر آن است که در مصحف فاطمه(س) نگاه کردم. (33)

ولید بن صبیح می گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: ای ولید! من در مصحف فاطمه(س) دقت کردم و از آن مساله که پرسیدی، چیزی در باره فرزندان فلانی، در آن ندیدم جز گرد و غباری که بر اثر سم اسبان بلند می شود. (34)
 

نامهای انبیاء و حاکمان


امام صادق(ع) می فرماید: اما مصحف فاطمه(س) هر نوآوری که به وجود بیاید و نیز نامهای کسانی که تا روز قیامت می آیند و حکومت دارند، در آن موجود است. (35)

فضیل سکره می گوید: به محضر امام صادق(ع) مشرف شدم که خطاب به من فرمود: ای فضیل! آیا می دانی در چه چیزی پیش از این نگاه می کردم؟! عرض کردم: خیر! فرمود: من در کتاب فاطمه(س) نگاه می کردم، البته حاکمی نیست که حکومت کند مگر آنکه نام او و نام پدرش در کتاب فاطمه نوشته شده است و برای فرزند حسن اثری در آن ندیدم. (36)

عبدالملک بن اعین می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم که زیدیه و معتزله اطراف محمد بن عبدالله (37) را گرفته اند، آیا او حاکم خواهد شد؟ در پاسخ فرمود: به خدا قسم نزد من دو کتاب است که در آن کتابها نام هر پیامبر و نام هر حاکمی که در زمین حکومت کند موجود است. خیر! به خدا قسم که محمد بن عبدالله هیچ کدام از اینها نیست. (38)

معلی بن خنیس می گوید: امام صادق(ع) فرمود: هیچ پیامبر و جانشین پیام آور و حاکمی نیست مگر آنکه در کتابی که نزد من موجود است، اسم آنها ذکر شده است. خیر! به خدا قسم که از محمد بن عبدالله بن حسن در آن نامی نیست. (39)
 
 
نامهای امامان معصوم(ع)

در صحیفه ای که قسمتی از مصحف فاطمه زهرا(س) است و توسط جابربن عبدالله انصاری در اختیار همگان قرار گرفته است نامهای مبارک ائمه معصومین(علیهم السلام) یکی پس از دیگری ذکر شده است و این خود یکی از مطالب مصحف فاطمه(س) را تشکیل می دهد. (40)
 
 
نزد فرزندش امام زمان(عج)

صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است از ما است. (امام خمینی(ره) (41)

مصحف فاطمه(س) این خیر کثیر الهام شده از سوی خداوند متعال، به عنوان میراث بس ارزشمندی در نزد امامان معصوم(ع) دست به دست گشته است و هم اکنون در اختیار مهدی فاطمه حجت خدا بر روی زمین است.

روایات بسیاری از ائمه نقل شد که در آنها لفظ «عندنا» یا «عندی » است و این تعبیر می فهماند که مصحف فاطمه(س) به مثابه علامت و نشانه ای از امامت، تنها در اختیار آنان بوده است و در مواردی نیز علیه کج اندیشان و منحرفان از مسیر امامت بدان احتجاج می کردند و به این وسیله حقانیت خویش و ادعای دروغین آنها را آشکار می ساختند.

ابوبصیر می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که می فرمود: «ما مات ابوجعفر(ع) حتی قبض مصحف فاطمه(س)» (42)

ابوجعفر - امام محمد باقر(ع) - از دنیا نرفت تا آنکه مصحف فاطمه(س) را تحویل داد.

علی بن ابی حمزه می گوید: عبد صالح - منظور امام موسی کاظم(ع) - فرمود: عندی مصحف فاطمه(س) لیس فیه شئ من القرآن. (43)

نزد من، مصحف فاطمه(س) است که البته چیزی از قرآن در آن نیست.

ابوبصیر می گوید: به امام محمد باقر(ع) عرض کردم: جانم فدایت! پس از رحلت جانسوز فاطمه(س) آن مصحف به چه کسی انتقال گردید؟

فرمود: فاطمه(س) شخصا آن را به امیرالمؤمنین(ع) تحویل داد و پس از شهادت علی(ع) به امام حسن(ع) منتقل گشت و پس از او به امام حسین(ع) و آنگاه در خاندان حسین(ع) دست به دست گشت تا اینکه به صاحب الامر(عج) تحویل داده شد. (44)

اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک.
 


پی نوشتها:

1- عوالم العلوم و المعارف والاحوال، علامه بحرانی، ص 36.
2- آل عمران،3 / 42 ،43 آیات خطاب به مریم است و اذا قالت الملائکة یا مریم ... و چون فرشتگان همین آیات را خطاب به فاطمه زهرا(س) تلاوت کرده اند به جای یا مریم یا فاطمه گفته اند.
3- عوالم العلوم و المعارف و الاحوال، ص 36.
4- مناقب ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، ح 3، ص 336.
5- همان مدرک.
6- اصول کافی، ج 1، ص 241 و 458; بصائر الدرجات، ابوجعفر محمد بن حسن صفار، ص 153; مسند فاطمة الزهراء، عزیزالله عطاردی، چاپ اول، ص 281; بحارالانوار، ج 22، ص 545 و ج 43، ص 79.
7- اصول کافی، ج 1، ص 240; بصائر الدرجات، ص 157; مسند فاطمة الزهراء، ص 282; بحارالانوار، ج 43، ص 80 و ج 26، ص 44 و ج 47، ص 65.
8- بصائر الدرجات، ص 156،157، 161; بحارالانوار، ج 26، ص 40 و46 و 48; ج 47، ص 271.
9- بحارالانوار، ج 26، ص 42.
10- بحارالانوار، ج 26، ص 39.
11- جابر بن عبدالله پانزده سال پیش از هجرت در مدینه به دنیا آمد، از طایفه خزرجیان بود. او و پدرش عبدالله بن حرام از پیشتازان اسلام بودند. پدرش در جنگ احد به شهادت رسید. جابر از مسلمانان پیش از هجرت و از اصحاب با فضیلت رسول خدا(ص) بود که در19 غزوه، از جمله جنگ بدر در رکاب پیامبر(ص) حضور داشت و در جنگ صفین نیز در رکاب علی(ع) جنگید. این محدث بزرگ شیعه در اواخر عمر نابینا شد و با همان حال، همراه عطیه عوفی در اولین اربعین به زیارت کربلا آمد. وی آخرین فردی بود که از حاضران پیمان عقبه بود. بدن او را به جرم دوستی اهل بیت، در زمان حجاج داغ نهادند و سرانجام در سال 78 هجری قمری، در سن نود و چند سالگی در حالی که نابینا بود از دنیا رفت و در بقیع به خاک سپرده شده. (فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، ص 127).
12- رک: اصول کافی، ج 1، ص 527; الاختصاص، شیخ مفید، ص 210; مسند فاطمة الزهراء، ص 286.
13- بحارالانوار، ج 25، ص 117.
14- حدیث با تلخیص نقل شده. اصول کافی، ج 1، ص 239; بصائر الدرجات، ص 151; بحارالانوار، ج 26، ص 38.
15- بحارالانوار، ج 26، ص 211.
16- امام حسن مجتبی(ع) پسری داشت که نام او هم حسن بود و به همین سبب به او «حسن مثنی » می گفتند. حسن مثنی در کربلا در خدمت امام حسین(ع) بود. مجروح شد و در میان مجروحین افتاده بود. بعد که به سراغ مجروحین آمدند، یک کسی که با او خویشاوندی مادری داشت واسطه شد و متعرضش نشدند، خودش را معالجه کرد و خوب شد. بعدها با فاطمه دختر امام حسین(ع) ازدواج کرد و از این ازدواج فرزندانی به وجود آمد که یکی از آنها همین عبدالله است. عبدالله از طرف مادر نوه امام حسین(ع) از طرف پدر نوه امام حسن(ع) است. به همین جهت افتخار می کرد و می گفت من از دو طریق فرزند پیغمبرم و از دو راه فرزند فاطمه(س) هستم. لذا به او «عبدالله محض » می گفتند یعنی خالص از اولاد پیغمبر. عبدالله در زمان امام صادق(ع) رئیس اولاد امام حسن(ع) بود چنانکه امام صادق(ع) رئیس و بزرگتر بنی الحسین بود. در جریانات سیاسی که در عصر امام صادق(ع) پیش آمد و عباسیان روی کار آمدند. در آغاز عبدالله بن حسن راه دیگری رفت و گوش به سخن امام صادق(ع) نداد و پندها و سخنان امام را به حسادت حمل می کرد! تا آنکه از بنی عباس و دیگران برای فرزندش بیعت گرفت و بنی عباس هم چون در ابتدا زمینه را برای خودشان فراهم نمی دیدند از وجاهت و موقعیت آل علی استفاده کردند و با محمد پسر عبدالله به عنوان مهدی امت بیعت کردند. خواستند از امام صادق(ع) بیعت بگیرند ولی امام(ع) مخالفت کرد که مساله مهدی فعلا وقتش نیست، دروغ است. مهدی امت این نیست ولی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با ظلم حاضرم همکاری و بیعت کنم. (برای آگاهی بیشتر مراجعه کنید به سیری در سیره ائمه اطهار، شهید مطهری، از ص 124 به بعد).
17- بصائر الدرجات، ص 153; بحارالانوار، ج 26، ص 40.
18- رک، لسان العرب، ج 10، کلمه صحف و مفردات راغب.
19- حدیث قسمتی از حدیثی است که در پاورقی 14 منابع آن ذکر گردیده است.
20- بحارالانوار، ج 26، ص 40.
21- بصائر الدرجات، ص 156.
22- اصول کافی، ج 1، ص 240; بصائر الدرجات، ص 150 و 154; بحارالانوار، ج 26، ص 37.
23- بصائر الدرجات، ص 159; مسند فاطمة الزهراء(س)، ص 292; بحار، ج 26، ص 47.
24- بصائر الدرجات، ص 154 و 160; بحار، ج 26، ص 46.
25- بقره، 2،269.
26- مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 290 و 291. البته با کمی تلخیص نقل شده است.
× امکان ذخیره سازی و بازیابی حجم بالای اطلاعات در دیسک های CD لیزری با سرعت مافوق تصور، شاهد خوبی بر این است که می توان در جایگاه محدودی این حجم بالای اطلاعات را ذخیره نمود.
27- قسمتی از حدیثی است که منابع آن در پاراگراف 6 نقل شده است.
28- قسمتی از حدیثی است که منابع آن در پاورقی 7 ذکر شده است.
29- بصائر الدرجات، ص 150; اصول کافی، ج 1، ص 240، بحار، ج 26، ص 37.
30- بصائر الدرجات، ص 157 و 161، بحار، ج 26، ص 46.
31- اصول کافی، ج 1، ص 241; بصائر الدرجات، ص 157 و158.
32- زنادقه جمع زندیق است و زندیق در اصطلاح به مسلمان ملحدی گویند که تفسیرهای او از نصوص شرعیه قرآن و سنت، موجب گمراهی مسلمانان گردد. کلمه زندیق، از ریشه پهلوی زندیک می آید که به معنی مفسر «اوستا» کتاب زرتشت است و چون مانویان و مزدکیان جرات اظهار عقاید دینی خود را نداشتند به تفسیر اوستا پرداخته و می گفتند: منظور ما از این سخنان شرح و تفسیر اوستا می باشد، از آن جهت ایشان را زندیک نامیدند. زنادقه غالبا قائل به اباحه و شک در دین و نوعی آزاداندیشی و اغلب «ثنوی » بودند مانند صالح بن عبدالقدوس که قائل به دو اصل قدیم «نور» و «ظلمت » بود. زنادقه از اساس منکر خدا و ادیان بودند و طبقه ای بودند که تعهدی نداشتند و حتی در حرمین مکه و مدینه و در مسجد الحرام و مسجد النبی می نشستند و حرفهایشان را می زدند. البته به عنوان اینکه بالاخره فکری است، شبهه ای است که برای ما پیدا شده و باید بگوییم زنادقه طبقه متجدد و تحصیل کرده آن عصر بودند که با زبانهای زنده آن روز دنیا آشنا بودند، زبان سریانی را که در آن زمان بیشتر زبان علمی بود می دانستند، بسیاری از آنها زبان یونانی و بسیاری ایرانی بودند و زبان فارسی می دانستند و بعضی هم زبان هندی. بیشتر معتقدند که ریشه زندقه از مانویها است. (رک، فرهنگ فرق اسلامی، محمد جواد مشکور، ص 210; سیری در سیره ائمه اطهار، شهید مطهری، ص 146).
33- آغاز حدیثی است که منابع آن در پاورقی 7 ذکر شده است.
34- بصائر الدرجات، ص 161; مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 292; بحار، ج 26، ص 48 و156.
35- بحارالانوار، ج 26، ص 18.
36- اصول کافی، ج 1، ص 242، بحار، ج 26، ص 155.
37- محمد بن عبدالله بن حسن معروف به «نفس زکیه » که به عنوان مهدی است با او بیعت شد و خودش هم باورش شده بود که مهدی است. ولی امام صادق(ع) مخالفت کرد که دروغ است، مهدی امت ایشان نیست و امام(ع) پیش بینی کرد که فرزندان عبدالله بن حسن به دست منصور دوانقی کشته می شوند و آنهایی که حکومت می کنند نه عبدالله و فرزندان او. طولی نکشید که پیش بینی امام محقق شد و حکومت به دست ابوالعباس سفاح و برادرانش افتاد و محمد بن عبدالله (نفس زکیه) توسط منصور کشته شد. (برای توضیح بیشتر از جریانات سیاسی این عصر رجوع کنید به سیری در سیره ائمه اطهار، شهید مطهری، ص 133 به بعد).
38- اصول کافی، ج 1، ص 242.
39- بحارالانوار، ج 26، ص 156 و ج 47، ص 32.
40- اصول کافی، ج 1، ص 527; الاختصاص، شیخ مفید، ص 210. این صحیفه به نقل های دیگری نیز رسیده است که در یکی از نقل ها علاوه بر اسامی ائمه معصومین(ع) نام مادر هر یک از امامان نیز ذکر شده است. (مسند فاطمة الزهراء، ص 248)
41- وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی(ره)، ص 3. منظور حضرت امام از کلمه صحیفه همان مصحف فاطمه است که به معنای کتاب است. گرچه صحیفه چیزی است که در آن می نویسند و از مجموعه صحیفه نوشته شده، کتاب حاصل می شود ولی خود صحیفه نیز به معنای کتاب آمده است (ر.ک، لسان العرب، ج 7، ص 291) چنانچه به مجموعه دعاهای امام سجاد(ع)، صحیفه سجادیه، و به مجموعه سخنرانیها، بیانیه ها و اعلامیه های حضرت امام راحل(ره)، صحیفه نور، گفته می شود.
42- بصائر الدرجات، ص 158; بحار، ج 26، ص 47.
43- همان، ص 154; بحار، ج 26، ص 45.
44- مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 292.
علامه آقابزرگ تهرانی در الذریعه، ج 21، رقم 4248 از مصحف فاطمه(س) نام برده و می نویسد: مصحف فاطمه از امانات امامت است که در نزد امام و مولایمان صاحب الزمان(عج) موجود است.

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 16:34 توسط محمد حسین|

اسمهایی که حضرت فاطمه(س) نزد خداوند دارند

 

 

امام صادق علیه السلام: حضرت فاطمه(س) را در پیشگاه خداوند متعال نُه اسم است: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه، زهرا.

 

 

به گزارش تسنیم، حضرت عبدالعظیم حسنی از حسن بن عبدالله از یونس بن ظبیان از امام جعفر صادق علیه السلام نقل می‌کند که فرمود:

حضرت فاطمه(س) را در پیشگاه خداوند متعال نُه اسم است: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه، زهرا.
سپس فرمود: آیا می‌دانی چرا او فاطمه نامیده شده است؟
گفتم: شما بفرمایید ای آقای من.
فرمود: چون از هر شر و بدی به دور است.
و آنگاه فرمود: اگر امیرالمومنین(ع) با او ازدواج نکرده بود در روی زمین تا روز قیامت هیچ همسر و همتایی در میان بنی آدم برای او نبود.

 متن حدیث:

حدثنا ابن المتوکل، عن السعد آبادی، عن البرقی عن عبدالعظیم حسنی عن الحسن بن عبدالله عن یونس بن ظبیان قال ابوعبدالله علیه السلام:
لفاطمة علیها السلام تسعة اسماء عندالله عزوجل: فاطمة و الصدیقة و المبارکة و الطاهرة و الزکیة و الرضیة و المرضیة و المحدثة و الزهراء.
ثم قال: تدری لای شیء سمیت فاطمة علیها السلام؟
قلت: اخبرنی یا سیدی.
قال: فطمت من الشر.
قال: ثم قال علیه‌السلام: لولا ان امیرالمومنین علیه السلام تزوجها لما کان لها کفو علی وجه الارض الی یوم القیامة آدم فمن دونه.

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 16:32 توسط محمد حسین|


آخرين مطالب
» حق الناس
» به حکمت خدا ایمان داشته باشیم
» خدادستم رابگیر
» آرزوی مرگ
» او خواهد آمد
» یا علی مددی
» کمک به دیگران
» یار بد داشتن
» پشت سرم حرف نزن
» زیارت اهل قبور
Design By : Pars Skin