علم را اینجا بیابید

 

نکات کلیدی و کاربردی برای تغذیه کبوتر در شرایط مختلف | مجله اینترنتی انعکاس

 

چند سال بعداز اينكه


از دنيا می رويد


هيچكس به خاطر نخواهد آورد


كه چقدر ثروتمند و زيبا بوده ايد


اما همه يادشان خواهد ماند


كه چه تأثيری


روی دلها و ذهن ها گذاشته ايد....

 

نوشته شده در یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ساعت 9:13 توسط محمد حسین|

 

داستان کوتاه پند آموز

دردسر خرید طوطی سخنگو برای همسر در اینترنت

💭شیخی بود که به شاگردانش عقیده می آموخت ، لااله الاالله یادشان می داد ، آنرا برایشان شرح می داد و بر اساس آن تربیتشان می کرد.

💭 روزی یکی از شاگردانش طوطی ای برای او هدیه آورد، زیرا شیخ پرورش پرندگان را بسیار دوست می داشت.

شیخ همواره طوطی را محبت می کرد و او را در درسهایش حاضر می کرد تا آنکه طوطی توانست بگوید: ✨لااله الا اللّه✨

💭 طوطی شب و روز لااله الا الله می گفت.  اما یک روز شاگردان دیدند که شیخ به شدت گریه  می کند. وقتی از او علت را پرسیدند گفت :

طوطی به دست گربه کشته شد. گفتند برای این گریه می کنی؟ اگر بخواهی یکی بهتر از آن را برایت تهیه می کنیم. شیخ پاسخ داد:

من برای این گریه نمی کنم. ناراحتی من از اینست که وقتی گربه به طوطی حمله کرد ، طوطی آنقدر فریاد زد تا مُرد.

💭 با آن همه لااله الاالله که می گفت ، وقتی گربه به او حمله کرد ، آنرا فراموش کرد و تنها فریاد می زد. زیرا او تنها با زبانش می گفت

و قلبش آنرا یاد نگرفته و نفهمیده بود.

💭 سپس شیخ گفت می ترسم  من هم مثل این طوطی باشم ! تمام عمر با زبانمان لااله الاالله بگوییم و وقتی که مرگ فرارسد

فراموشش کنیم و آنرا ذکر نکنیم ، زیرا قلوب ما هنور آنرا نشناخته است! آیا لااله الا الله را به دلهایمان آموخته ایم...

نوشته شده در یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۹ساعت 9:3 توسط محمد حسین|

پاداش سوگواری برای امام حسین

طنین فریاد «لبیک یا حسین» در شب عاشورا در سراسر کشور

 

پیرمرد آخر مجلس رسیده بود.
همه اعیان و اشراف،
هدیه های گرانقیمت‌شان را،تقدیم امام کرده بودند.
دلش میخواست مثل بقیه هدیه ای تقدیم امام زمانش کند.
اما فقیر بود.
درهم و دیناری نداشت!
از جدّش تنها مرثیه به ارث برده بود.
پیرمرد به امام کاظم  "سلام الله علیه" عرض کرد:

من،از مال دنیا،چیزی ندارم.
 برایتان شعر آورده ام.
سوگ‌سروده های جدّم است،در رثای جدّتان حسین!
هدیه ای از من به شما!
امام زمانش،مرثیه خوانی اش را شنید. هدیه اش را پذیرفت.
دعایش کرد و از خدا برایش برکت خواست.
هر چه دیگران آورده و فرستاده بودند،به او بخشید و فرمود:
این ها هم هدیه من به تو!

📚مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۳۱۸.

 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۹ساعت 15:52 توسط محمد حسین|

زبان نیکو

 

 

امیرالمؤمنین علی علیه السلام:

زبان خود را به نیکوگویی عادت بده، تا از ملامت محفوظ مانى

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۹ساعت 20:26 توسط محمد حسین|


 مرده‌ها هم احساس دارند 

 

جواناني كه هر هفته سر مزار شهداي گمنام به عنوان خادم مي روند+ تصاوير
 
 یکی از آداب رفتن به قبرستان این است که وقتی کنار قبری میروید، سریع قبر را ترک نکنید،
بلکه مدتی کنار قبر بنشینید، زیرا مُرده وجود شما را حس میکند و از بودن شما آرامش میگیرد..
شخصی از امام موسی کاظم (علیه السّلام) سؤال کرد :مؤمنی که مرده باشد، آیا کسی که قبر او را زیارت می کند، آگاه بدان است؟..
امام فرمودند : بله و تا زمانی که بر سر قبراو هست، مرده با او مأنوس گشته و آرامش می یابد.
و زمانی که بلند شده و از کنار قبر میرود، از رفتن او وحشتی به مرده وارد می شود...  اصول کافی، ج۳، ص۲۲۸ 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۹ساعت 12:37 توسط محمد حسین|

 

 

 

تاراج وسایل امام حسین علیه السلام
لباسى را كه به تن حسین علیه السلام بود به تاراج بردند. بحر بن كعب، شلوار ایشان را برداشت و قیس بن اشعث قطیفه‏ ایشان را بُرد كه از جنس خز بود و از آن پس «قیسِ قطیفه» نامیده شد. مردى از قبیله بنى اَوْد به نام اَسوَد كفش‏هاى ایشان و مردى از قبیله بنى نَهشَل بن دارِم شمشیر ایشان را به تاراج برد. شمشیر ایشان بعدها بدست خانواده حبیب بن بُدَیل افتاد.[۱]
مردى از قبیله كِنده از تیره بنى بَدّاء به نام مالك بن نُسَیر به نزد حسین علیه السلام آمد و با شمشیر بر سر ایشان زد تا آنجا كه كلاهِ زیر كلاهْ‏خودِ ایشان را شكافت. شمشیر به سر ایشان رسید و آن را خون انداخت و كلاه پر از خون شد. حسین علیه السلام به او فرمود: «دیگر با آن [دست‏] نخورى و ننوشى و خداوند تو را با ستمكاران محشور كند
حسین علیه السلام آن كلاه را انداخت و كلاه دیگرى خواست و آن را بر سر نهاد و عمامه پیچید؛ اما ناتوان و بى‏حال شده بود. مرد كِنْدى آمد و كلاه نخست را كه از خز بود، برداشت و پس از ماجراى كربلا آن را به زنش امّ عبداللَّه دختر حُر و خواهر حسین بن حُرّ بَدّى نشان داد و به او سپرد تا آن را از خون بشوید. زنش به او گفت : آیا لباس فرزند دختر پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله را به درون خانه‏ ام مى ‏آورى؟! آن را از من دور كن. دوستانش مى گویند كه او هماره در بدبختى و نكبت بسر برد تا مرد. [۲]
و اسحاق بن حُوَیّه، پیراهن امام علیه السلام را برد و پیسى گرفت. روایت شده كه در پیراهن ایشان، بیش از صد و ده جاى اصابت تیر و نیزه و شمشیر یافتند و به فرموده امام صادق علیه السلام سى و سه جاى نیزه و سى و چهار جاى ضربه شمشیر یافتند. عمر بن سعد، زره امام علیه السلام را كه اندازه بدن ایشان بود و بَجدَل بن سُلَیم كلبى انگشتر ایشان را بردند. بجدل [براى این كار] انگشت امام علیه السلام را قطع كرد.
قَلانِس نَهشَلى هم شمشیر امام علیه السلام را برداشت و گفته شده كه شمشیر را جُمَیع بن حلق اَوْدى برد.[۳]
آنگاه به تاراج كردن جامه‏ هاى امام حسین علیه السلام روى آوردند. اسحاق بن حَوبه حضرمى - كه خدا لعنتش كند -، پیراهن امام علیه السلام را برد و آن را پوشید؛ امّا پیسى گرفت و مویش ریخت... بحر بن كعب تَیمى - كه خدا لعنتش كند -، شلوار امام علیه السلام را به غارت برد و نقل شده كه از دو پا فلج و زمینگیر شد.
اَخْنَس بن مَرثَد بن علقمه حضرمى - كه خدا لعنتش كند -، عمامه امام علیه السلام را برداشت و گفته شده كه جابر بن یزید اَوْدى - كه خدا لعنتش كند -، عمامه را برد و به سرش پیچید و سبك‏ مغز و كم ‏عقل گردید. اسود بن خالد هم كفش‏هاى امام علیه السلام را تاراج كرد و بَجدَل بن سُلَیم كلبى - كه خدا لعنتش كند -، انگشتر امام علیه السلام را برداشت. او انگشت ایشان را كه انگشتر داشت، قطع كرد.
[
بعدها] مختار او را دستگیر كرد و دست و پاهایش را برید و او را وانهاد تا در خونش بغلتد و هلاك شود. قطیفه خز امام علیه السلام را قیس بن اشعث - كه خدا لعنتش كند - غارت كرد و زرهِ كوتاه (تن‏پوشِ) امام علیه السلام را عمر بن سعد - كه خدا لعنتش كند - برداشت و هنگامى كه عمر بن سعد به قتل رسید، مختار آن را به قاتل وى ابوعمره بخشید.
جُمَیع بن خلق اَوْدى شمشیر امام علیه السلام را برد و گفته شده كه مردى از بنى تمیم به نام اسود بن حنظله - كه خدا لعنتش كند -، آن را به تاراج برد در روایت [محمّد] ابن سعد نیز آمده است كه فلافِس نَهشَلى، شمشیر ایشان را برد و محمّد بن زكریّا افزوده است كه پس از آن شمشیر بدست دختر حبیب بن بُدَیل افتاد.
این شمشیرِ به تاراج رفته غیر از شمشیر ذوالفقار است كه با دیگر چیزهاى مشابهش، جزو گنجینه نبوت و امامت مصون و محفوظ، نگاهدارى مى‏شود. راویان نیز در تصدیق همین نقل مطالبى مشابه آن گزارش كرده‏ اند.[۴]
وسایل او (حسین علیه السلام) را به تاراج بردند. قیس بن اشعث عمامه او را و دیگرى شمشیرش را و آن یكى كفش‏ها و این یكى شلوارش را برداشت و سپس اموال او را به تاراج بردند. عمر بن سعد گفت: هر كس كه چیزى برداشته، برگردانَد؛ اما هیچ‏كدام چیزى برنگرداندند.[۵]
سپس مردم به سوى [عطر و] سرخابى كه [حسین علیه السلام‏] از كاروان تجارى‏ [-یمن] گرفته بود و نیز به سوى آنچه در خیمه‏ ها بود، رفتند و آنها را به تاراج بردند.[۶]
پانویس[ویرایش]
----- تاریخ الطبرى: ج۵، ص۴۵۳، الكامل فى التاریخ: ج۲، ص۵۷۲.
------تاریخ الطبرى: ج۵، ص۴۴۸، أنساب الأشراف: ج۳، ص۴۰۸.
------ مثیر الأحزان: ص۷۶. نیز، ر.ك: شرح الأخبار: ج۳، ص۱۶۴، ح۱۰۹۲ و ص۱۶۵، ح۱۰۹۴.
------ الملهوف: ص۱۷۷، بحارالأنوار: ج۴۵، ص۵۷.
-------- المنتظم: ج۵، ص۳۴۱.
--------الأخبار الطوال: ص۲۵۸، بغیة الطلب فى تاریخ حلب: ج۶، ص۲۶۲۹.

نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور ۱۳۹۹ساعت 10:45 توسط محمد حسین|


آخرين مطالب
» حق الناس
» به حکمت خدا ایمان داشته باشیم
» خدادستم رابگیر
» آرزوی مرگ
» او خواهد آمد
» یا علی مددی
» کمک به دیگران
» یار بد داشتن
» پشت سرم حرف نزن
» زیارت اهل قبور
Design By : Pars Skin